زمین – به زمین نشستن آسمان همراه مازندران

زمین – به زمین نشستن: آسمان همراه مازندران هواشناسی آسمان مازندران هواشناسی مازندران آسمان صاف آسمان صاف تا نیمه ابری

گت بلاگز اخبار حوادث شوهرم خسیس است چون40سال پیش جهت خواستگاری سبدگل مناسب نیاورد ، درخواست زن60ساله جهت طلاق

زن سالخورده بعد از 40 سال زندگی یکسان با همسر خسیس اش، آخر طاقت از دست داد و راهی دادگاه خانواده شد تا راه زندگی‌اش را از شوهر جدا کند.

درخواست زن60ساله جهت طلاق/شوهرم خسیس است چون40سال پیش جهت خواستگاری سبدگل مناسب نیاورد

عبارات مهم : پرونده

زن سالخورده بعد از 40 سال زندگی یکسان با همسر خسیس اش، آخر طاقت از دست داد و راهی دادگاه خانواده شد تا راه زندگی اش را از شوهر جدا کند.

کشور عزیزمان ایران نوشت:مادر و پسر در راهروی مجتمع قضایی صدر منتظر بودند تا نوبت پیگیری به پرونده ارزش برسد. دادخواست مطالبه مهریه و اجرت­ المثل پاییزه در شعبه 244 دادگاه خانواده به جریان افتاده بود. با این حال از شوهرش «یعقوب» خبری نبود. انگار ابلاغ دادگاه به دستش نرسیده بود.

آشنایی همسران به بیش از 40 سال پیش باز می گشت. یعقوب قبل از شب خواستگاری پاییزه را یکبار در مغازه آجیل فروشی پدرش دیده بود و عاشق اش شده است بود. ولی دختر جوان «بله» را نگفت و بهانه آورد که می خواهد درسش را ادامه بدهد. ولی پاییزه از خواستگارش به این خاطر دلخور شده است بود که به رسم معمول سبد گل برایش نیاورده و ارزانترین شیرینی را هم خریده بود. ولی پدر و مادر پاییزه از اسم و رسم خانواده یعقوب و وضع مالی ارزش آنقدر تعریف کردند که بالاخره پاییزه «بله» را گفت.

شوهرم خسیس است چون40سال پیش جهت خواستگاری سبدگل مناسب نیاورد ، درخواست زن60ساله جهت طلاق

نخستین اختلاف های عروس و داماد جوان از خرید لباس عروس شروع شد، آیا که یعقوب حاضر به خرید لباس عروس نشد و بهانه آورد که؛ «آدم عاقل جهت یک شب مراسم خوش حالی نباید پولش را دور بریزد!» به همین خاطر به خاله اش تلفن زده بود و لباس عروس او را امانت گرفته بود تا پاییزه بر تن کند. اختلاف های بعدی بر سر هزینه مراسم، تالار پذیرایی، شام و… پیش آمد تا جایی که پاییزه لج کرد و نه لباس عروس پوشید و نه به آرایشگاه رفت. عروسی آنها داشت به هم می خورد که با وساطت بزرگترهای فامیل، یعقوب قول داد در عوض عروس زن را در ماه عسل غافلگیر می کند و بدهید ترتیب مراسم خوش حالی عروسی برگزار شد.

هنگامی که پاییزه و پسرش منتظر وقت پیگیری به پرونده ارزش در دادگاه خانواده بودند، پاییزه به یاد روزهای بعد از مراسم خوش حالی عروسی افتاد.

زن سالخورده بعد از 40 سال زندگی یکسان با همسر خسیس اش، آخر طاقت از دست داد و راهی دادگاه خانواده شد تا راه زندگی‌اش را از شوهر جدا کند.

او هیچ خاطره ای از ماه عسل نداشت، آیا که ماه عسلی در کار نبود و حسرت آن دوران هم در دلش ماند. او روزها و سال های زیادی را با همسرش سپری کرده بود، ولی مشاجرات آنها بر سر خرجی خانه، هزینه های خوراک و پوشاک، مهمانی و مسافرت و… همواره مسأله مهم اختلافات بود. ولی پاییزه اهل شکایت و دادگاه رفتن و طلاق نبود. او تصمیم گرفته بود هر طور شده است شوهرش را عوض کند و جهت همین تلاش می کرد پرسشها زندگی و شرایط سخت مالی را تحمل کند تا اینکه در یک مؤسسه فرهنگی هنری مشغول به کار شد.

با این حال تولد پسر و دخترشان هم تغییری در شیوه زندگی یعقوب به وجود نیاورد و همچنان خسیس بود. یعقوب مرد سالم و خوش برخوردی بود، ولی عقیده داشت؛ «پول با مشکل به دست می آید و باید در خرج کردنش مراقب بود» به خاطرهمین نحوه فکر، خانواده آنها در 40 سال گذشته هیچ وقت به مسافرت نرفته بودند و هرگز گذرشان به رستوران نیفتاده بود. حتی یک بار هم فرزند ها از پدرشان هدیه ای نگرفته بودند و هیچ وقت فامیل و آشنایان به منزل ارزش دعوت نشده بودند.وقتی پاییزه و پسر جوانش وارد شعبه 244 شدند، قاضی «حمیدرضا رستمی» با اشاره دست از آنها خواست بنشینند.

بعد هم از زن راجع به علت درخواست مطالبه مهریه و اجرت المثل پرسید.پاییزه از جایش بلند شد و گفت: «آقای قاضی در طول این 40 سال دائم در مضیقه مالی بودم و تلاش می کردم با حقوق ناچیزم صورت خودم و فرزندانم را با سیلی سرخ نگاه دارم، ولی دیگر خسته شده است ام و نمی توانم با خساست های این مرد کنار بیایم. آمده ام مهریه و اجرت کار کردن در منزل شوهرم را بگیرم.»قاضی پرسید: «البته هر دو مورد حق شماست. ولی چطور شده است بعد از 40 سال حالا دادخواست داده اید؟»

شوهرم خسیس است چون40سال پیش جهت خواستگاری سبدگل مناسب نیاورد ، درخواست زن60ساله جهت طلاق

پاییزه نگاهی به پسرش انداخت و جواب داد: «راستش دیگر عادت کرده بودم که هیچ چیز از شوهرم نخواهم چون هر بار بهانه ای می آورد و پول خرج نمی کرد. می دانم همین الان چند صد میلیون تومان در حساب هایش دارد، ولی 4 سال است که یک دست لباس جهت خودش نخریده. حتی جوراب هایش را وصله پینه می کند و می پوشد. تا چهار سال پیش که به مغازه خودش می رفت دردسر ما فقط خساست او بود، ولی از هنگامی که خودش را بازنشست کرد و مغازه را اجاره داد در منزل نشسته و علاوه بر اینکه خرجی نمی دهد دائم بهانه می گیرد…»

در این موقع پسر جوان به میان حرف مادرش پرید و گفت: «خواهرمان به خاطر رفتارهای پدرم تا آخر وقت کار می کند و هنگامی که هم می آید مستقیم می رود به اتاق خودش. من هم جرأت ندارم حرف بزنم.»

زن سالخورده بعد از 40 سال زندگی یکسان با همسر خسیس اش، آخر طاقت از دست داد و راهی دادگاه خانواده شد تا راه زندگی‌اش را از شوهر جدا کند.

زن دوباره رشته کلام را در دست گرفت و ادامه داد: «آرزو دارم فرزند هایم هر چه سریعتر ازدواج کنند، ولی با این شرایط همه ما دلواپس آبروریزی شوهرم هستیم. باور کنید تا حرف ازدواج فرزند ها پیش می آید، فریاد می زند و می گوید: ندارم.» پاییزه که به شدت عصبانی بود، بعد از ترکیدن بغض گلویش، سرش را پایین انداخت و سکوت کرد. چند لحظه بعد دوباره گفت: «کاش همان اول جدا شده است بودم تا…» در آخر جلسه قاضی اعلام کرد که مهریه 200 هزار تومانی زن باید به وسیله کارشناس به قیمت روز محاسبه شده است و در عین حال مورد نیاز است فهرست اموال و دارایی های مرد ضمیمه پرونده شود. سپس تأکید کرد که در جلسه بعدی نیز باید یعقوب حضور داشته باشد تا به پرونده پیگیری شود.

واژه های کلیدی: پرونده | دادگاه | خانواده | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs